خرید بک لینک
اصرار داره خرمالو ها رو بخورم اونم از دست خودش، دستهاش بوی صابون میده ، من عاشق خرمالو ام اما نه با مزه صابون! میخواد با هم فیلم ببینیم ، چایی بخوریم ، حرف بزنیم ، از صبح صد بار پرسیده چی شده و من هر صد بارو سکوت کردم . دلم میخواد تنها باشم میخوام کسی رو دوست نداشته باشم حتی تو رو !

حالم که خوب شد این پست رو پاک میکنم اما الان باید می نوشتمش .

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 3:52

سینی چایی رو گذاشتم کنارش و برگشتم هال سر کتابام ، گفت چاییم کم داره ، پرسیدم چی؟ گفت قند ، شکلات ، یه چیزی که شیرینش کنه یکی که بشینه کنارم چایی بچسبه بهم گفت متوجه شدی؟ گفتم نه ، گفت چاییم تو رو کم داره .

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 3:52

وای بر من اگه اون اتفاقی که فکرشو کردم نیفته و الکی قضاوت کرده باشم وای بر تو اگه این اتفاق بیفته !

بین وای بر من و وای بر تو ، اولی رو ترجیح میدم.

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 3:52

انتک ایر گُز یاشینگی دوکردن

حاسراتلی ایل لرینگ یولینی سوکردن

دم سالیم ، آیاق چک ، سویمه گی اورءن

قیزیل گولی اوپوب باریان آقاردان

برای سرازیر شدن اشک کمی زود است ، برای قدم گذاشتن در راه سرزمین های حسرت بار.

حوصله کن ، عاشقی بیاموز از رودی که به گل سرخ بوسه میزند و میگذرد.

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 3:52

مثل دنیا اومدنم ، اختیارش و خواستنش دست خودم نبود اما همه مسئولیت های بعدیش با من بود، اون چیزی که تو ازش حرف میزنی دست من نبوده اما عواقبش چه بی رحمانه گردن منه، انصافه؟

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 3:52

دعوتم کرده اند به سکوت ، چشم لال میشم. اما خدایا اینا تقصیر بنده ات نبود تقصیر تو بود چرا اجازه میدی هر چند وقت بیان و اینجوری بشکنن هر چیزی که تونستم تو این چهل سال بسازم رو. من چرا باید تاوان چیزی رو بدم که باعث اش نبودم.

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 3:52

صفحه بندی